X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

Diary Of A Mad Man

یه گرگ درون من زندگی میکنه...

جمعه 15 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 03:13 ق.ظ

زر زر!

خب!

امشب یه من مهمون ریخته بود سرمون،مثل اسب کار کشیدن ازمن،اعصاب مصاب هم که نداریم دیگه میدونین!اصلا یه وضعی!

پست مینویسم،دوباره پاک میکنم!مرض دارم!به تو چه اصلا!

نه یه سری حرفها بود باید میگفتم!توهم زدم همینجوری تایپ کردم بعدشم پاک کردم،راحه!

اوخلابیل!

آدم یه سری خوابهایی میبینه واقعا مخش دچار اختلالات دستگاه گوارش میشه،از کجای مغزم در میان این خوابها رو واقعا خدا میدونه!شاید خدا هم ندونه خدا رو چی دیدی؟؟

از صبح گیر دادم به The Thing That Should Not Be،تا عصری که رفتم بیرون اومدم حالا دوباره گیر دادم به Lover's Grief ه Empyrium یا همون "اوو گوتیک موون" ه معروف!میگم دستگاه گوارش مغز پکیده میگین نه!ملتو مسخره کردیم گفتیم دوم گوش میدن،سر خودمون اومد...آقا غلط کردم!شکلات و اینا!

یکی نیست بگه کره خر مرض داری جو میدی تو این وضع؟؟انتر!

چه قاطی کردما!رسما لحن چاله میدونه!


اصلا کلا مهمون چیز مزخرفیه!حالا این هیچی...

مخصوصا ازونایی که فکر میکنن الان دیگه رسما کتاب عالم تو ذهنشون داره تلو تلو میخوره،میخوان درس بدن!

یک نیست بگه بابا!تو تعداد کتابایی که خوندی به اندازه ی انگشتای دست هست؟اصلا آقا تو اصلا خدای علم و دانش و معرفت!و بصیرت!اصلا به تو چه من میخوام چجوری زندگی کنم!فوزوول!

محل طرف هم نمیدی پررو بازی در میاره واسه من!اسکل!


فردا یه جمینگ سشن خرکی داریم!آیا امین و علی موفق میشوند؟(ادامه در قسمت قبل!)

امیدوارم یچیزی از تهش در بیاد...


اقا ما مخ یه بابایی رو میخوایم بزنیم از بند فعلیش بزنه بیرون!نمیشه!نمیشه یه کاری،تلسمی،جادویی،چیزی بدین ما بریزیم تو کفشش بشه مخشو زد؟

توروخدا!


همسایه بالاییمون داره تریاک میکشه بوش تا پایین میاد،انگار نه انگار خونمون روبروی سازمان مبارزه با مواد مخدره!شکلات تو این مملکت!مادر سگ حداقل بزار یه موقع دیگه بکش نصفه شب موقع این شکلات خوری هاست آخه؟؟


همینجوری ادامه بدم به فحش خارمادر میرسیم دیگه بسته تا آبروم نرفته جلو بچه مردم!!


خاک تو سرت با این پشتکارت!بی عرضه!مثلا قرار بود امسال فحش رو ترک کنم همینجوری داره بدتر میشه...