X
تبلیغات
رایتل

Diary Of A Mad Man

یه گرگ درون من زندگی میکنه...

شنبه 9 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 01:52 ق.ظ

Officially in the 20's!!!

خب!

نمیدونم اینا به خودشون چی فکر کردن که من رو زاییدن!!!

آخه وضعیته داریم؟

یجای سالم گیر میاریم تو بدنمون باید بزنیم برقصیم!واللا،خراب آباد درست کردن واس ما!

بیخیال!نمیدونم دقیقا چرا،اما الان که دارم این پست رو تایپ میکنم،آفیشالی وارد دهه ی سوم زندگیم شده ام!

دیدی میگن اصلا نفهمیدیم چجوری گذشت؟اتفاقا از قضا من خوب فهمیدم چجوری گذشت!!بدجوری گذشت!یعنی یه وضعی اصلا!

چه تر هایی که نزدم!چه سوتی هایی که ندادم،(خودمونیم،چه حال هایی که نکردیم!)ولی بالاخره گذشت!در دهه ی پیش رو خب!باید زن بگیرم و سوالی که پیش میاد اینه که کی زنش رو به من میده؟اگر هم ندادن،خب هیچی همینجوری مجردی میپوسم تو خونه(پسرم پوسید تو خونه،آخی خدا لعنتت کنه موسیقی متال!!) باید یه کار مشتی جور کنم واس خودم!بند و اینا!

یه دختر لیسانسه،تو کشور فرانسه،معلم کلاسه،خوشگل و خوش لباسه!

خدا نصیب کنه واقعا!!!متالهد هم باشن ترجیحا!

سوسولا دست نزنین النگوهاتون میشکنه!

ناخونا بلند شده نره توی گوشت دستتون!ناز نکن قمیش نیا،بیا بگیر انگشت منو!

اینجا مهمونیه یک نفرست!البته بهراد هم از راه دور مساعدت کرد دمش گرم،جاتون خالی واقعا!!!

یعنی اندازه ی یک مهمونی واقعی داره حال میده!

سوسولا با سوسولا،فوفولا لا فوفولا!

خب!چی اصلا داشتم میگفتم؟؟:دی

هیچی ولش کن!دست و قر...

آییییییی!بیا وسط!

جیگراش آن ده دنس فلور!

پسرا شاخ شمشاد!دخترا ترگل ورگل!

کت هارو در بیارین!به افتخار شاه داماد!

سوسولا خوب میدونن هیچ سوسولی سوسول کرج نمیشه!!!شهرستانی!!!

عروس دومادو ببوس یاللا!

شاباش شاباش،بریز به پاش!
اااااااااااااااااااااااااااااااااا!!!!!این جیغ بود!

برقا خاموش سینه بزنین همه!!!!

آخ برم راننده رو!اون کلاچ و دنده رو!


خدافز الان میان جممون میکنن!