X
تبلیغات
نماشا
رایتل

Diary Of A Mad Man

یه گرگ درون من زندگی میکنه...

یکشنبه 15 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 03:12 ق.ظ

Brainam Kip Shode!

دیدی آدما دلشون میگیره همچین الکی؟

من چون آدم نیستم اصولا دلم نمیگیره،جدیدا متوجه شدم من مغزم میگیره!

وقتی مغز آدم میگیره،میشه مثل بینی که میگیره،هی مجبوری بکشیش بالا!(ببخشید خیلی حال بهم زن شد!)

وقتی خیلی زیاد اینکارو انجام بدی و مثل من بینیت درب و داغون باشه،خونریزی میکنه،مغز هم همینطوره اگه درب و داغون باشه...

الان مغز من گرفته است!

یجوریه کلا!احتمال بروز رفتار های خشونت آمیز وجود داره در این مدت جدید،مواظب خودتون باشین!

امروز با الکتریک و ایمان و پدرام رفتیم صفا صیتی،کلی ساز زدیم حال داد...

شب قبلش هم یکاری کردیم بعدا میگم!با ویدئو!

کلا مغزم دچار مشکلات جدی شده،مال آب و هواست کلا بهار اینجوریه فصل دپرسیو ایه،تموم شو عزیزم!

بابا چرا اینقدر انتظاراتتون از زندگی زیاده،مخصوصا از دوستا...بیخیال بابا!

کلا 60-70 سال زنده ایم اونم واسه هیچی حرص بخوریم؟من که شخصا خیلی کم از دوستام ناراحت میشم(مگر اینکه چی بشه!!!)

البته بسی بسیار خوشحالم از اینکه پول ه جور شد و سازه جدید عزیزم رو میگیرم به زودی...

ولی نخندینا...امروز حین تمرین با سازم یکم نگاهش کردم گریه ام گرفت...

شاید بگید عجب اسکلیه،یا دیووونست،ولی واقعا حس عجیبی نسبت بهش دارم،انگار یه جزئی از خودم شده...

میدونی دوست داشتن خالی نیست،مثلا من گوشیم رو هم دوست دارم خیلی! فرق داره یکم...نه،خیلی فرق داره...!

ام...اگه سازم گوش داشت و میشنید و واکنش نشون میداد...شاید امروز برای اولین بار میشد از دهن من دوستت دارم رو شنید!(البته به مامانم و مهنازمون زیاد گفتم...!)

البته من خودم اصلا دوست ندارم چیزی بهم اعلام بشه،مصنوعی میشه اونجوری دیگه،به قول معروف باید احساست رو اونقدر کوچیک کنی که تو کلمات جا بشه!مثلا اینکه به یکی بگی "خیلی عوضی ای" بیشتر احساس منتقل میکنه یا "برگردی یه سیلی بزنی زیر گوشش چش غره بری بهش"؟

واللا!

هوس کردم در یک حرکت ناجوانمردانه،با یه بابایی قطع رابطه کنم...

بره قاتی مرغا...

فعلا!

-------------------------------------------------------------------

پ.ن:بعضیا از همین الان واسه ساز جدیدم کیسه ی شیرینی دوختن،باشه باشه!

واللا!