X
تبلیغات
رایتل

Diary Of A Mad Man

یه گرگ درون من زندگی میکنه...

دوشنبه 21 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 02:54 ق.ظ

Blood, Sweat, Tears...

خب...

نمیدونم چمه،یجور بیماری عصبی گرفتم که سرم واقعا وحشتناک درد میگیره و آروم آروم بهتر میشه،آروم آروم دوباره درد میگیره،دکتر هم رفتم گفت که اصلا مسکن نخور و خب،پدرم رو داره در میاره رسما...

ظهری که اینقدر درد میکرد سرم اصلا نمیتونستم درست ببینم...

بگذریم،خوب میشم احتمالا...یا میمیرم دیگه تهش!


دیشب یک خوابی دیدم که اصلا...ولش کن!


یه بابایی اومد چند روز پیش،بیس رو ترکونده بود رسما،درست کردم بیسشو 70 گرفتم ازش بهم چسبید واقعا،اونجوری نگاه نکنید بابا کار داشت واقعا بریج بیس رو زده بود پوکونده بود!هرچند 60 تومنشو قلبمه بردم دادم یه بابایی که ازش قرض گرفته بودم،امروز هم یه تنظیم Floyd Rose داشتم که 10تومن گرفتم یکی دیگه از قرضهام رو دادم و الان دیگه خیالم راحته هرچی پول قرض گرفته بودم رو پس دادم تقریبا!

ولی همچنان به دنبال کار هستیم و اینا...


این موسیقی هم مثل بیماری شده!!!نه چیزی به ذهنم میاد که بنویسم،نه اینکه میتونم بیخیال بشم نوشتن رو!
بگذریم...


امروز،روزیه که نزدیک 3000 نفر بیگناه جونشون رو،به خاطر حماقت آدمهای فاشیستی از دست دادن که دور و بر ما زیاد پیدا میشن،مواظب خودتون باشید...


منتظر یه اتفاق خوبم،یه اتفاق خیلی خوب!

نمیدونم چیه ها،ولی دلم بهم میگه که قراره یه اتفاق خوب بیوفته...!


حوصله ام سر میره روزا،به خاطر بیماریم بیرون نمیرم زیاد،همش تو خونه حوصله ام سر میره...

عقل درست درمون هم واسمون نمونده یچی از خودمون در بیاریم!


اوخلابیل!


بریم بخوابیم دیگه،خدافظ



Icy roads beneath my feet
Lead me through wastelands of deceit
Rest your head now, don't you cry
Don't ever ask the reason why

Kept inside our idle race
Ghost of an idol's false embrace
Rest your head now, don't you cry
Don't ever ask the reasons why