X
تبلیغات
رایتل

Diary Of A Mad Man

یه گرگ درون من زندگی میکنه...

سه‌شنبه 10 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 02:19 ب.ظ

زرد

سلام

جدیدا ازین کلمه خیلی خوشم اومده:

Rebellion

هر چند با وضعیت فعلیم هم هم خوانی داره تا حدودی،دارم یاد میگیرم چجوری ازش استفاده کنم...همچین داره این هم واسه خودش انگیزه میشه برام...

آقا رفتیم واسه افشین ساز و امپ و افکت گرفتیم،یه Cort EVL-K4 گرفت که ساز خوبیه واقعا...

منم کلی سود کردم سر این قضیه که میشه به چندتا پیک و 10 تومن تخفیف سر 1 بسته سیم اشاره کرد(آب گل آلود و ...)

بگذریم...

امتحانام دارن میرسن و من موندم و کلی درس...آخه چرا من باید اندیشه اسلامی پاس کنم؟نمیتونم متون احمقانه و بدون توجیح و چیزایی که خلاف منطق هستن رو تو ذهنم بگنجونم...

درسام سخته واقعا...

خیلی پررو شدم،میخوام یکم خجالتی تر بشم حس میکنم واقعا دارم یجور بدی میشم...حس میکنم دارم بی ادب میشم یجورایی...باید روش کار کنم...!!!

هوس کردم برم شمال کلی خز بازی در بیارم...فعلا که امتحاناست،بعدشم که کار و زندگی دارم نمیشه کلا...

تنهایی هم برم پارک خوبه...کلا حال دارم تنهایی برم یجا واس خودم!

برنامه مهمونی پدی هم که کنسل شد،نمیتونیم اینا رو حسابی اذیت کنیم،هر چند من از اولش هم به خاطر وجود جماعتی جوگیر موافق نبودم با این برنامه...یهو یه حرکتی میزنن واسه ما هم شر میشه،بالاخره دوست داشته باشی اینو بشنوی یا نه،بعضیا شعور ندارن یا کم دارن...

بعضیا هم جلوی بعضیای دیگه جو گیر میشن اصلا حالیشون نیست دیگران کین...

چرا آدما اینقدر پیچیده هستن؟بابا مخم هنگ کرد!

برم دیگه،الان شر میشه!