X
تبلیغات
رایتل

Diary Of A Mad Man

یه گرگ درون من زندگی میکنه...

جمعه 6 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 02:03 ب.ظ

T-Shirt!

درود بر شما!

چطورین؟

چی حسی بهتون دست میده وقتی یکی با زور میخواد خودشو بچسبونه به شما؟؟؟اعم از هر نوعش!

من یکی واقعا میریزم به هم!بابا 2 روز هم نیست با یارو سلام علیک داریم همچین رفتار میکنه انگار 20 ساله رفیقیم!(البته من از برعکسش هم بدم میاد) یاد اون جمله میوفتم که میگه:"سلام فلانی بی طمع نیست"...

میره رو مخم!حالا اینو هیچی!
آقا دیروز با پدی رفتیم تهرون،کلی چیز میز دیدیم و مخشو زدم که کیت رو جمع کنه دیگه...:دی

2 تا تیشرت هم خریدیم،پدرام Slayer گرفت،من هم کاور آلبوم Rise Of The Tyrant ه Arch Enemy رو گرفتم که خب،با اینکه خیلی دوستش دارم اما احتمال اعدام داره شدید!اصلا یه چیز خریه واس خودش!

اما مهم نیست،مهم اینه که مخشو زدم دیگه،یعنی زده شد مخش!

یکی دیگه رو هم مخ کردم!(اصلطلاحو جون مادرت!) افشین سلیمی فرد،رفیق قدیمیم هم تصمیم گرفته ساز بخره و این نشون میده من دارم این ویروس نوازندگی رو پراکنده میکنم!

آلبوم جدید آرچ انمی عجب چیز خریه واقعا!دوستش دارم شدید!

چند روز پیش با مامانینا رفتیم آخرای جاده یکم خوش بیگذرونیم،آقا اینقدر مسخره بازی در آوردم دیگه اینا دل و روده نمونده بود براشون!رسما اتصالی کرده بودم!شاعر میگه:

همه چیم یار یار،قربون تو وای وای غیر تفنگم،سر شو های های نمیدونم فلان فلان!

شیبدار؟سقف؟خانه؟سقف خانه؟شیبدار؟مرغ؟تخم میکنه؟شیب؟سقف؟

واللا!!!

یه تیکه اومده دستم،واقعا چیز توپیه،بچه های در دسترس بیچاره اند...

واللا!!!

برین دیگه؛بستتونه،هیچ اتفاق خاصی نیوفتاده هنوز...

فقط یچیزی بگم:

بعضی از چوبها یه بلایی سرشون میاد،از هیچ طرفی نمیتونی بگیریشون...من الان باهاشون همزاد پنداری میکنم...

فعلا!