X
تبلیغات
رایتل

Diary Of A Mad Man

یه گرگ درون من زندگی میکنه...

جمعه 27 اسفند‌ماه سال 1389 ساعت 02:29 ق.ظ

Repairing-Fixing-Checking Up

سامعلیک!

وای خدا!

خسته شدم!

امروز در تاریخ خر حمالی ثبت میشه!واقعا خسته کننده بود!

صبح ساعت 7 بیدار شدم راه افتادم رفتم تهران،ماشینو دادم چک کنن و تعمیر کنن چندجاشو،خودم رفتم کن سر خاک مهناز،حالا بعدا میگم این قسمت رو...

بعدش رفتم ماشینو گرفتم اومدم خونه،ناهار رو یچیزی خوردم بیرون ساعت 4اینا رسیدم،هنوز نفسم در نیومده بود که مامانم گفت روغن جلا وردار بزن به مبلا و میز و در و اینا...خلاصه یه 2 ساعتی هم علاف اونها بودیم!ولی خوشگل شد!در همین حین جلا دهی!!!! ویندوز سیستم نگین رو هم عوض کردم و تا تموم شد مادر عزیزتر از جان فرمان دادند که:"بس است،برویم و خرید نماییم!"خلاصه رفتیم و اینا و کلی چرتو پرت خرید مامان،بماند که تو میدون آزادگان با یک صحنه ی انفجار خنده ای مواجه شدیم،یعنی شدم و ترکیدم از خنده مردم همینجوری نگاه میکردن فکر کردن خل شدم!(نمیدونستن خل بودم!)در کل جر خوردم دیگه از خنده!!!

رفتم و سیم هم گرفتم،یک دست LaBella نایلون گرفتم واسه گیتار کلاسیکم،یک دست هم Ernie Ball  ه 09 گرفتم واسه الکتریک،ساعت 9 رسیدم خونه،شام رو خوردم و شروع کردم به ترمیم کردن در و دیوار که بلکاشون ریخته بود و تا ساعت 11 هم الاف این شدم،ساعت 11 تازه کار خودم شروع شد!سیم انداختن واسه 2تا ساز،که یکیش رو اصلا نمیدونستم چجوری باید سیم بندازم(کلاسیک رو) اما موفق شدم و سیم انداختم و ماشینهد هاش رو تعمیر کردم و تر تمیزش کردم و گزاشتمش کنار،ساعت شد 12.30!!! افتادم به جون الکتریک و سیم هارو باز کردم،بریجم رو تنظیم و تمیز کردم،با اسکاچ افتادم به جون فرتبرد بدبخت و تمیزش کردم،همینطور هد و نات رو،سیم انداختم،پیکاپ ها رو ارتفاعشون رو تنظیم کردم،اکشن رو آوردم بالا که با سیم نو گز نزنه،ولوم هارو سفت کردم،ماشینهد هارو هم همینطور با آچار بکس،جفت سازها رو کوک کردم و یکم باهاشون ساز زدم و دوباره کوک کردم که سیم خوب جا بیوفته(مگه قرمه سبزیه؟) و دیگه الان دارم نفله میشم به جان تو!واقعا جونم داره در میاد! تمیز کردن بدنه ساز رو دیگه گزاشتم واسه فردا،باید استند هم بخرم....واااااااااااااااای....................

مطمئنم اگه پیش مهناز نمیرفتم اینقدر انرژی نداشتم،میدونی...

یجوریه اونجا،خیلی دوسش دارم،جمع و جوره اصلا بزرگ نیست جمعا 200 تا قبر هم نیست فکر کنم توش...ولی واقعا کیف میکنم میرم!فوق العادست!دوسش دارم...

جایی که مهناز توش باشه...دوست داشتنیه...

ولش کن!

ای بابا این علی هم رفت ما بی اجاق موندیم!آخه چرا رفتی سفر؟

رفتی سفر!آااااااای اییییییییا!

سوت بلبلان!

من فعلا تنهام،اجاق هم ندارم

البته یدونه دارم!Cort Xt-H

پدرام هم گور به گور شده معلوم نیست کجاست!رفته سراوان فکر کنم!پیش خسرو!

خلاصه اینکه بدجور حوصلم سر رفته!یعنی سر که نمیره خر حمالی همیشه در کنار شماست!نه در کنار من است! اما خب یکم احساس پکیدگی میکنم و اینا

که مطمئننا در این دوره ی عید برطرف خواهد شد به حمد الهی!(چه ربطی داره؟)

اما عیب نداره دیگه!لباس بیشتر میپوشم نیازی هم به اجاق نیست،هوا خودش داره گرم میشه!!!!

برید فضا!

فعلا!

---------------------

- این سریال انیمیشن Metalocalypse رو حتما دانلود کنید و ببینید،شاهکاره!واقعا عالیه!ته خندست!

-Seymour Duncan Rules

همین!