X
تبلیغات
رایتل

Diary Of A Mad Man

یه گرگ درون من زندگی میکنه...

یکشنبه 8 اسفند‌ماه سال 1389 ساعت 12:43 ق.ظ

همینجوری بیخودی 2!

یک پستی در کنیم از خودمون!

سلام!

چطورین؟

خوبین؟

دماغتون چاقه؟لاغره؟چند کیلوئه؟قد بلنده یا کوتاهه؟

ازینا دیگه کلا!

آقا من یچیزی رو همین اول بگم:

ای خدا پدر مادر اون کسی رو که نت شبانه رو مجانی کرد رو بیامرزه!دمش گرم واقعا!

کلا!

بقیش!

آقا فردا حالا معلوم نیست هنوز،ولی احتمالا مثل اسب خوش میگذره!جدی جدی!

این هیچی!

فردا دارم میرم دوچرخه رو بگیرم(ای بر پدر مادرت لعنت کسی که بنزین رو لیتری 700 تومن کرد!تو روحت!)

ببینیم چی میشه...

یعنی مثل کفتار افتادم به جون این اینترنت زبون بسته دارم دانلود میکنم شبانه مجانی ای جان!!!

فقط بی پدر مادرا زدن ووپواونمون رو ترکوندن کار نمیکنه پدرسگ...ضد حال!

همین دیگه...

گیر داده بودم یه پست بدک راجع به حسی که تو گام های مختلف هست،بعد دیگه گفتم ولش کن بیخیال!

چی دیگه بگم؟؟؟؟

اوه اوه شت! یه اتفاقی افتاده در فضای وب،من الان دارم مثل اسب میخندم!ای جان!!!!!

دیگه چی....آهان!

هیچی دیگه دلم هم خیلی داره شور میزنه دیگه کم کم...اصلا یه وضعی!

یه کارایی هم دارم یاد میگیرم اصلا شوق و زوغ دارم عجیب!!!حالی میده ها!

دیگه بسه دیگه برین خونتون بابام الان میاد:دی

خدافز!