X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

Diary Of A Mad Man

یه گرگ درون من زندگی میکنه...

یکشنبه 26 دی‌ماه سال 1389 ساعت 02:41 ق.ظ

I AM AN IDIOT

امم...

انگار بازم خوردم به اون دیواری که لهم میکنه..اما اینسری تقصیر خودم بود...

خیلی احمقم نه؟

بیش از حد احمق!

یعنی یا من احمقم یا بقیه نابغه!

یه طعمه!وقتی میخوام هرجوری شده این خاطرات کوفتی رو دور نگه دارم همین میشه..یه طعمه ی آسون...

ولش کن..

برف میاد...بازهم همون خاطرات قشنگ و دوست داشتنی ه کوفتی ه لعنتی میان تو این ذهن تیکه پاره ی من که هر تیکش رو جدا کردم و حالا شده جیگر زلیخلا...

داستان بنویسم؟

باشه...


امم...

"برای آرامش داشتن لازمه بکشی!"

1.10.1991

یعنی یه قاتل روانپریش چه دلیلی برای آدم کشتن داره؟هان؟

خب...من اون قاتل ام،میدونی چرا میکشم؟چون حس میکنم آدمای دیگه آرامشم رو دارن ازم سلب میکنن،اونا اذیتم میکنن یا اگر هم اذیت نمیکنن حتما نمیتونن اذیت کنن...اونا برنامه ریزی میکنن،فکر میکنن،نقشه میکشن و ... تا فقط و فقط منو آزار بدن پس منم میکشمشون...

دیروز یه راننده ی تاکسی رو که کرایه ی تاکسیش رو 25 تومن کمتر گرفت کشتم،دلیلی نداشت که پول کمتری بگیره مطمئنم که میخواست یه نقشه ای رو اجرا کنه...

00.00.2010

اینجا زمین،فقط یک نفر باقی مونده و اون من هستم

کسی اینجا نیست؟کسی صدای منو میشنوه؟

من مطمئن هستم که هنوز یک آدم زنده مونده...

میدونی چرا؟

چون من هنوز آرامش ندارم،هنوز آروم آروم نیستم

...



"برای آرامش داشتن لازمه بکشی!"

هان؟آره!

....



Planet:Earth

Population: 00000



"برای آرامش داشتن لازمه بکشی!"





فقط یه داستانه به من ربطی نداره...




شدم مثل این یارو قاتله...از همه بدم اومده،به همه شک دارم،فکر میکنم همه برای نقشه دارن حتی مامانم...

میخوام جدی جدی یکم نباشم...

وقتی نیستم راحت تر میتونم باشم

مثل اینکه تو این دنیا رو راست بودن و رو بازی کردن فایده نداره شاید....

برای آرامش داشتن لازمه بکشی

شاید مجبور بشم بازم خودمو بکشم....تاحالا اینجوری خودمو نکشتم...


-میشه نیای تو ذهنم قدم بزنی؟این همه جا...

-پدرام توروخدا تو دیگه سعی نکن واسه من نقشه بکشی..توروخدا تو دیگه نه!

-احسان دلم برات یه ذره شده...

-حالا دیگه حداقل میتونم درک کنم چرا ایرانیها همشون تحلیلگر سیاسی هستن...چون یپا سیاست مدارن دستگاه دارن برای خودشون...

-یه ذره سیاست هم نداریم!

-واللا!

-مردم فکر کردن من احمقم!عجب خنگن!!فکر نداره که!!!

-ایرانیها همشون نابغه هستن مگر اینکه خلافش ثابت بشه!



از فکر کردن به اسمها هم بدم میاد دیگه...



ای خدا چقدر من خرفتم!چرا آخه؟




خدافظ فعلا!