X
تبلیغات
رایتل

Diary Of A Mad Man

یه گرگ درون من زندگی میکنه...

جمعه 3 دی‌ماه سال 1389 ساعت 12:59 ق.ظ

داستان


سلام

داشتم دنبال سوژه میگشتم بلاگم رو آپ کنم،یهو چشم خورد به این عکس...یاد بچگی هام افتادم،چه کتابهایی واقعا!عشق من این دزده و مرع فلفلی بود!یعنی کتاب بودا!رپ بود واسه خودش!!

کیف میکردم روزی شیشصد بار واسم میخوندن!بعدش هم که خودم یاد گرفتم عین این کنه ها گیر دادم بهش،واقعا کتابهای بچگیم خیلی باحال بودن،البته من از همون اولش هم زیاد از کتاب قصه و این چیزا خوشم نمیومد،بیشتر کتاب علمی دوست داشتم،این سری چرا و چگونه و علمی ولی شیرینتر از داستان رو واقعا دوست داشتم،همشون رو داشتم...

بگذریم...

آقا هاردم فرت شد!کلی مشوگا و بهموث دانلود کرده بودم همش پرید!همش!

اما عیبی نداره،چیزی که زیاده آلبوم،اما ناراحت شدم دیگه...

حال آپ کردن ندارم،فقطآپ کردم یادم باشه آپ باید بکنم!

همین!