X
تبلیغات
نماشا
رایتل

Diary Of A Mad Man

یه گرگ درون من زندگی میکنه...

جمعه 12 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 03:54 ق.ظ

خوابم نمیاد!

سلام!

چطورینگ؟

آقا اول عرض سلام دارم خدمت اونایی که مارو فحش دادن کلی،و عرض کنم که طبق بررسی هایی که امروز انجام دادم،اون میز آلاچیغ هیچ صدمه ای ندیده و عین قبله،فقط اونجایی که دوبار آتش روشن کردیم یکم رنگش باد کرده ولی اصلا تغییر رنگ نداده و اینکه هیچی دیگه...دلتون بسوزه!

قضیه ی آپ کردن امروز رو بگم،راستش قصد نداشتم آپ کنم!داشتم تو وبلاگهای دوستام میگشتم،دیدم یکی چندتا کمد مختلف رو نشون داده و یکم راجع بهشون و شخصیت صاحب کمد بحث کرده!حالا یعنی این کمد صاحبش چجور آدمیه؟البته همیشه هم اینجوری نیست،اگه وقت نداشته باشم یخورده بهم ریخته میشه ولی کلا اعصابم خورد میشه وقتی بهم ریختست!روانی میشم!

راستی یادم رفت بگم!گیتار کلاسیک گرفتم تو همون عکس بالایی هست!بد نیست،55 تومن خریدم،تنها مشکلی که داره پشتش ترک ورداشته یکم ولی خوبه باز!با علی نقشه کشیدیم روش رو پر نوشته و عکس و چرت و پرت کنیم باحال میشه!

آی تو این چند روز هی با پدرام رفتیم دنبال درامز،گیر داده دیگه!کلی گشتیم اولش حوالی 300-400 میگشتیم،اما دیگه این آخرا 1.400 و 1.600 قیمت میکردیم!دنبال وامیم دیگه خدا کنه جور بشه بتونیم یه کیت مشتی جمع کنیم،در کل خیلی با پدرام بیرون میرم تقریبا کلا باهمیم...

وای خدا چقدر این مترو به طویله شباهت داره!!!به صورت کاملا مجبوری!!!(من باید ایستگاه طرشت پیاده بشم،پیاده برم ستارخان)رفتم ایستگاه امام خمینی،بعد دیگه جمعیت رو در ساعت 5 عصر تصور کن!!!!قشنگ آبلمبو شدیم با پدرام،خیلی جالب بود توی مترو با شیب 30 درجه انحراف وایساده بودم ولی نمیافتادم!کیفم رو هوا مونده بود انگار اومدی فضا!ولی قشنگ له شدیم خیلی حال داد،مثل بز هل میدادن ملت همدیگه رو،اصلا یه چیز عجیبی بود واقعا تاحالا باهاش برخورد نداشته بودم...

خلاصه اینکه عجب چیزی بود واقعا!یه آقای محترمی خیلی راحت و ریلکس دستش رو کرده بود توی جیب داخل کاپشنم،یکی دیگه هم دستش توی جیب شلوار رفیقم بود واقعا کف کردیم!کفیدیم!

همین فعلا،فردا ساعت 10 میخواییم با ایمان و علی و پدرام بریم کوه دیوونه بازی!:دی!

خودافظ!


فرداش:

خوب الان برگشتیم ما!

واقعا خوش گذشت و کلی خندیدیم!جاتون خالی خیلی کیف داد،اما به جای ساعت 10 ،2ظهر رفتیم!

گیتارم رو هم دستمایه ی هنر 4 بشر قرار گرفت و خودم هم یه کارایی باهاش میکنم و بعدا عکسش رو میزارم ببینید...

وای خدا،فردا سر کار!

فعلا!

پ.ن:دیدید درست شد!!!