X
تبلیغات
رایتل

Diary Of A Mad Man

یه گرگ درون من زندگی میکنه...

سه‌شنبه 6 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 12:37 ق.ظ

Welcome Back

سلام

من الان بعد از مدتی بسیار طوووولان برگشتم!

در این مدت کلی کارهای خفنگ انگیز ناکانه انجام دادم و اینکه سرم خیلی شلوغ بود و ببخشید اگه دیر شد ایشاللا دفعه بعد مزاحم میشیم واسه کارای عقد و قولنامه و اینجور حرفها!

کلی کار مهم اداری انجام دادم،دانشگاه هم افتاد از ترم دوم باید برم یعنی بهمن...

در این روزگار چندتا اتفاق بد افتاد کلا ضد حال ضد بهم،چندتا هم اتفاق خوب افتاد باعث شد جبران بشه و به به!احسان رو به صورت آفیشل دیدم و صحبت کردیم و دستش درد نکنه!بیا بقلم!

فرداش هم دقیقا با سینا و امیر و میتی و محسن و ایمان و یکی دیگه! رفتیم چوتگر حال کردیم فضایی و اینکه من چرا اینقدر امشب شادم من بیخودی؟

الان در معرض یک عدد پیچیدگی شدید در قسمت تحتانی مخم هستم که واقعا گیر کردم!یک شنبه باید یه کار خیلی خفن از خودم در کنم اما دقیقا نمیدونم چه کاری!!!

دارم الان Hello رو تمرین میکنم رو گیتار،اما به دلایل امنیتی میخوام بیخیالش بشم و برم سر یه آهنگ دیگه...

سیستمم رو بلکل فرمت کردم!!!!!!البته اصلا نگران نباشید به صورت خیلی حرفه ای تمام اطلاعات مهم رو روی سیستم خواهر عزیزم(میره مدرسه و اون سیستم هیولا ه در اختیار من قرار میگیره!یوها ها ها!)الان دارم از سیستمی پاک و عاری از هر گونه جاندار ویروسی لذت میبرم...

تو این مدت در مورد خیلی چیزا که شاید اصلا مهم نیستن و شاید هم خیلی مهم هستن فکر کردم،حتا به این که چرا بعضی چیزا که من اصلا حسابشون نمیکنم و برای دیگران اینقدر مهم هستن و بر عکس هم فکر کردم که در نوع خودش جالبه!

مثل دیوونه ها دارم تمرین میکنم

همین،خوش باشید همیشه!