X
تبلیغات
نماشا
رایتل

Diary Of A Mad Man

یه گرگ درون من زندگی میکنه...

دوشنبه 15 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 07:39 ب.ظ

Meshuggah(مشنگ گاه؟مشنگها!)

سلام

الان یعنی در حد عر عر خوشحالم!!!

هیچ اتفاق خاصی هم نیوفتاده،همینجوری به این نتیجه رسیدم که خوشحال باشم،میدن گذاشتم صدا تا ته!!!هد میزنم،هدا!خرکی!

میخوام میزو گاز بگیرم از زور خوشحالی...

اینجا میخوام یچیزی بنویسم یکم آروم بشم...

دیشب یه اتفاقی افتاد،خیلی خفن!!یکی از ساعت 6 و نیم هی زنگ میزد بهم،منم جواب نمیدم چون گوشیم خرابه(روحی کیف کن!)خلاصه دیگه اس ام اس روونمون کرد که آره من تنهام و به کمکت احتیاج دارم و اینا،منم گفتم به من چه!بعد دیدم نه بابا طرف بیخیال نمیشه تا ساعت 11 هی اس ام اس میداد بیناموس،خلاصه سیمم رو انداختم تو گوشی خواهرم بینم چی میگه؟یه دختره بود زار زار گریه میکرد بعد یچیزی گفت که محدودیت سنی داشت نمیگم،ولی خیلی ضایع بود!یعنی از اون خیلی ضایعاش...حالا بماند که سر کاری بود یا نه،سر کاری هم بود بازم ضایع بود...،علی ای حال قطع کردم،بابا ما خودمون یه کوه غم و غصه داریم،برای خندیدن باید مچل بشیم مثل الان...البته در حال حاضر یکم درصد مچلیت ام بالا رفته،نه یه ذره نه دو ذره،ببین اون بالا رفته ببین بالا بالا رفته...؟؟؟!!!

بعد یکم رفتم تو فکر،فکری شدم:دی،واقعا چقدر بعضی از آدما احمق تشریف دارن و همه چی رو باور میکنن،فکر کردن چه خبره...خلاصه اینکه بعضیا خیلی خرن...

هر کی وای نسته خره!(پیام بازرگانی بود یادی از مدرسه کردیم!)

نوگته بعدی:(دقت کردی بعضیا میگن نگته!)

جواب دانشگاه هم نمیاد ببینم کدوم قربستونی قبول میشم،خدا کنه قبرستونش خوب باشه سر درش Cemetry Gates پخش کنن!همه دانشجوجو ها هم هد میزنن...

فلش بک:

جوجه جوجه طلایی...خونه ی مادر بزرگه ...انگار از اون دور دورا یکیو دارم میبینم...الستون و ولستون،پیسته!!دارم براتون...مدرسه موشها...جیمبو،دیدیدید!.....بارباپاپا عوض میشه....دیدین دیدینگ(این پلنگ صورتی بود!)...میگ میگ!...النگ و دولنگ...قرقی!...چرخ چرخ چرخونک! ...سنجت!...الو الو من جوجو ام!...پدر پسر شجاع!...کاکرو...علامت مخصوص حاکم بزرگ...دیجیمون!(پسر من معتاد دیجیمون بودم!)

اتوماتیک فلش بک زدم به 14-15 سال پیش!

باتری؟(باطری،قوه) ام فک کنم داره تموم میشه به ذهنم نمیرسه چی بگم:دی!!

آهان فهمیدم چرا نمیتونم چیزی بنویسم،چون نزدیک وقت بخور بخوره!بوی غدا میاد!یعنی بعدش هم وقت حاضر شدنه،بعدش هم شاید وقت رفتنه؟بعدشم علیه؟بعدشم؟اصلنشم!اولماز!

هیچی دیگه همین...

امشب میخوام یه آپ کنم از اون آپ خرکی ها!شایدم نکنم اصلنشم...

عجب پست شر و وری شد خداییش!دمم گرم!

فعلا،بحالید!